اي نسيم صبح دم، يارم کجاست؟

شاعر : اوحدي مراغه اي

غم ز حد بگذشت، غم‌خوارم کجاست؟اي نسيم صبح دم، يارم کجاست؟
گر خبر داري، بگو دارم، کجاست؟وقت کارست، اي نسيم، از کار او
آن چراغ چشم بيدارم کجاست؟خواب در چشمم نمي‌آيد به شب
بارها رفتم، ولي بارم کجاست؟بر در او از براي ديدني
دوستان آشفته و زارم، کجاست؟دوست گفت: آشفته گرد و زار باش
يارب، آن، آسوده از کارم کجاست؟نيستم آسوده از کارش دمي
نالهاي اوحدي‌وارم کجاست؟تا به گوش او رسانم حال خويش